Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers

+ سپندارمذگان مبارک باد

 

 

جشن سپندارمذگان، روز زن و پاسداشت مهر و شیدایی خجسته باد

  

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ happy VALENTINE

 

Love is not only made for lover. it's also for freinds who love each other better than lovers... happy valentine day

  

نویسنده : ملودی ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ مزایای تهران


*درتهران بروید، در تاکسی نظرات سیاسی تان را بگویید، در کوه برقصید، اما برای ملاقات با نامزدتان باید به یک خانه خلوت بروید.

*
تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشینند، چهار نفر روی موتورسیکلت می نشینند، شش نفر توی ماشین می نشینند، ۲۵ نفر توی مینی بوس می نشینند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند!

*
تهران تنها شهری است در دنیا که پیاده ها حتما از وسط خیابان رد می شوند، اتومبیل ها حتما روی خط عابر پیاده توقف می کنند و موتورسیکلت ها حتما از پیاده رو عبور می کنند!

*
تهران تنها شهر دنیاست که در آن همیشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند!

*
در تهران از همه جای ماشین ها صدا در می آید، جز از ضبط صوت آنها!!!!

*
در تهران هیچ جای زنها معلوم نیست، با این وجود مردها به همه آن جاهایی که دیده نمی شود هم نگاه می کنند!!!!

*
همه در خیابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند!!

*
تهران تنها شهری است در دنیا که همه صحنه های فیلمهای بزن بزن را در خیابان های شهر می توانید ببینید، اما تماشای این فیلمها در سینما ممنوع است!!

*
ماشین ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کیلومتر حرکت می کنند، در خیابانها با سرعت ۲۰ کیلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود!!!

*
و تهران تنها شهری است در دنیا که در شمال شهرمردم در سال ۲۰۰۸ میلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری !!!!!!!!!!


نویسنده : ملودی ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ به همسر عزیزم


یازدهمین سالگرد عقدمان مبارک

این آخرین سالیه که دو تایی جشن میگیریم

 
نویسنده : ملودی ; ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ يه سوال


براي ني ني يه وبلاگ درست كردم. البته تو blogspot .ولي اين چند وقته اصلا نمي تونم وارد blogger بشم. هر چند روز يه بار اون هم اتفاقي login ميكنه. يعني در واقع هر وقت كه من مي خوام نمي تونم چيزي بنويسم و بايد منتظر ظهور blogger باشم. لطف كنيد و اونايي كه تو blogspot وبلاگ داريد بهم بگيد آيا شما هم همين مشكل را داريد يا اشكال از ISP منه كه در اين صورت با اونا در ميون بذارم. ديگه كلافه شدم. (البته هر وقت مشكلم حل شد و هر وقت تونستم نوشته هامو بذارم آدرس را به شما هم ميدم ولي فعلا نمي تونم. چون هنوز خيلي ناقصه)

ممنون

نویسنده : ملودی ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ معجزه


يكي بود يكي نبود
زير گنبد كبود غير از خدا هيشكي نبود
يه دختر كوچولوي تنها بود
اون هميشه منتظر بود
منتظر يه معجزه از طرف خداي بزرگ
خداي بزرگي كه از بچگي بهش گفته بودند معجزه ميكنه
ميدونست معجزه يه چيزيه كه يهو اتفاق ميفته و آدم به همه آرزوهاش ميرسه

ولي دختر كوچولوي منتظر قصه ما يه چيزو نمي دونست
{ تو قرن بيست و يكم معجزه اتفاق نمي افته}


نویسنده : ملودی ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ عشق و ازدواج

Love is holding hands in the street
Marriage is holding arguments in the street

عشق گرفتن دست همدیگه تو خیابونه..ازدواج بحث و جدل تو خیابونه


Love is dinner for 2 in your favourite restaurant
Marriage is a take home packet

عشق یه شام دونفره تو رستوران مورد علاقه هست...ازدواج غذا رو بگیر از رستوران و ببر خونه 


Love is cuddling on a sofa,
Marriage is one of them sleeping on a sofa

عشق  نشستن  رو کاناپه در کنار هم هست!!! ازدواج خوایبدن یه نفرشون رو کاناپه 

 

Love is talking about having children,
Marriage is talking abt getting away from children

عشق صحبت راجع به داشتن چند تا  بچه هست ..ازدواج صحبت راجع به خلاص شدن از دست بچه ها  


Love is losing your appetite
Marriage is losing your figure

عشق از دست دادن اشتها به غذا هست ...ازدواج از دست دادن ریخت و قیافه 


TV has no place in love
Marriage is a fight for Remote Control

در عشق نگاه کردن به تلویزیون هیچ جایی نداره..در ازدواج  دعوا سر ریموت کنترل تلویزیون

 

Love is ONE drink and TWO straws,
Marriage is "Don't you think you've had enough!"

عشق یه نوشابه هست با دو تا نی ..ازدواج :.. بسه دیگه چقدر میخوری ..


"Love is blind, Marriage is an eye opener!!!"

عشق کوره ولی ازدواج چشم آدمو باز میکنه ...


اين متن با ايميل برام اومده


نویسنده : ملودی ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ني ني يك سانتي متري من!!!!

 

چند روز پيش دوباره رفتم پيش دكتر. اما سرم شلوغ بود.هم مهمون داشتم و مهموني هم دعوت بودم. مامان هنوز هست و با هم بيرون ميريم و براي همين اين چند روز اصلا نرسيده بودم بيام اينجا.

حال ني ني خوب بود. بزرگ شده و الان يك سانتي متر هست. صداي قلبش را هم شنيديم. 154تا در دقيقه ميزد. هنوز خوشبختانه تهوع شديد ندارم و حالم كماكان خوبه فقط خيلي زود خسته ميشم و بايد زود به زود استراحت كنم وگرنه مشكل ديگه اي ندارم. اميدوارم وضعيتم همينجوري بمونه.

  

نویسنده : ملودی ; ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ جالبه

   
اين وضعيت اينترنت هم ديگه شورشو درآورده. هر سايت و وبلاگي بي دليلي و بادليل  ف ي ل ت ر ه. تعداد زيادي از وبلاگ هايي كه تا سه روز پيش باز مي شد حالا ديگه نمي توني ببينيشون. با هزار مصيبت و پراكسي تونستم چند تاشونو باز كنم و اونم بيشتر از سر كنجكاوي اينكه تو پست هاي جديدشون چي نوشتن كه باعث اين مسئله شده ولي خيلي جالب بود كه هيچ چيز متفاوت و مسئله داري وجود نداشت حتي يك كلمه خاص كه بگيم به خاطر او بوده كه سايت بسته شده. نكته جالبتر هم اينه كه اكثر اينها جزئ ورد پرس بودندو نمي دونم دليل خاصي داره يا نه.  بالاترين هم همينطور باز نميشه و فقط پيغام Unable to connect ميده .وضعيت بلاگر هم همينطوره . لطفا اگه دليلشو ميدونيد لا اقل به منم بگيد. خيلي اعصابم خورد شده اين چند روزه.


نویسنده : ملودی ; ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ اهم اخبار


  • مامانم اومده
  • زود خسته ميشم
  • زود گشنه ميشم
  • زود خوابم مي گيره
  • زود تغيير عقيده ميدم
  • زود داغ ميكنم(متاسفانه)

ولي در كل خوبم


نویسنده : ملودی ; ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ حرف


يه عالمه حرف دارم ولي خوابم مياد!!!!
پس تا بعد دوستان عزيز!!!!
 
نویسنده : ملودی ; ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ...


فقط  يه چيز را خوب ميدونم:
دوست داشتن اينجوري نيست.

نویسنده : ملودی ; ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ عشق

 

_بعضي عشقها مثل حضرت نوح اند. فقط از ترس طوفان ميان طرف تو

 _بعضي عشقهامثل حضرت آدم اند. فقط خاصيتشون اينه که اولينه

 _بعضي عشقها مثل حضرت ابراهيم اند. بايد توشون همه چيتو قرباني کني

 _بعضي عقشها مثل حضرت مسيح اند. آخرش آدم رو به صليب مي کشند

_بعضي عشقها مثل حضرت موسا اند. يه خورده که دور بشي جات رو يه گوساله پر مي کنه

 

اين متن با اس ام اس برام اومده.

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ببخشيد شما ثروتمنديد؟


هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند.
هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند.
پسرك پرسيد:«ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين»
كاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم
به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به
پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود.
گفتم: «بيايين تو يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم
آنها را داخل آشپزخانه بردم و كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم
كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و
مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر كوچولو فنجان خالى را در دستش
گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: «ببخشين خانم! شما پولدارين »
نگاهى به روكش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: «من اوه... نه
دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ
فنجون و نعلبكى اش به هم مى خوره
آنها درحالى كه بسته هاى كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به
صورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى
اولين بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم.. بعد سيب زمينى ها را داخل
آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، يك
شغل خوب و دائمى، همه اينها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى
برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه مان را مرتب كردم. لكه
هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم. مى خواهم هميشه آنها را
همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.

ماريون دولن


نویسنده : ملودی ; ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ما خوبيم


ما خوبيم!!! ممنون از همه دوستان كه سر زدند و تبريك گفتند.

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک