Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers

+ آرزوهایی که حرام شدند

 

جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند

به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم

لستر هم با زرنگی آرزو کرد

دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد

بعد با هر کدام از این سه آرزو

سه آرزوی دیگر آرزو کرد

آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی

بعد با هر کدام از این دوازده آرزو

سه آرزوی دیگر خواست

که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا...

به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد

برای خواستن یه آرزوی دیگر

تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به...

۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو

بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن

جست و خیز کردن و آواز خواندن

و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر

بیشتر و بیشتر

در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند

عشق می ورزیدند و محبت میکردند

لستر وسط آرزوهایش نشست

آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا

و نشست به شمردنشان تا ......

پیر شد

و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود

و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند

آرزوهایش را شمردند

حتی یکی از آنها هم گم نشده بود

همشان نو بودند و برق میزدند

بفرمائید چند تا بردارید

به یاد لستر هم باشید

که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها

همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد !!!

 

شعر از : شل سیلور استاین

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ برنده و جایزه

 

همونقدر که از برنده شدن پرسپولیس خوشحال شدم  همونقدر هم از جایزه گرفتن علی دایی به مناسبت بهترین مربی شدن حرصم گرفت.

اگه اینو نمی گفتم میموند رو دلم!!!

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه میگذراند؟

 

 

پس از ساعتها تحقیق ، برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زیر اعلام می شود :

 

امریکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافیک ، 2 ساعت تفریح

 ناسالم  ، 2 ساعت تماشای تلویزیون ، 2 ساعت کار با اینترنت

فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خیابان ، 4 ساعت کتاب

 خواندن ، 2 ساعت حرف زدن علیه تلویزیون ، 2 ساعت خندیدن

ایتالیا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2

 ساعت خیابان گردی

آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات

 تلویزِیونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی

کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفریح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی

 کاسترو

 عربستان سعودی : 8 ساعت تفریح همراه با کار ، 6 ساعت تفریح همراه با خرید در خیابان

 ، 10 ساعت خواب

مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشیدن قلیان ، 2 ساعت گوش کردن به ام

 کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در مورد گذشته

 هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فیلم ، 2 ساعت

 جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خیابان

پاکستان : 4 ساعت کار غیر مجاز ، 8 ساعت خواب در حین کودتا ، 8 ساعت اعتراض علیه

 کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پلیس

ایران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافیک ، 1 ساعت کار 

 ،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فوتبال!

 

(این متن با ایمیل برام اومده)

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ کادو

 

شما هم حتما برخورد کردید با آدمهایی که وقتی بهت کادو میدن دفعه دیگه که میبیننتون بلافاصله سراغ کادوشونو ازتون می گیرند. اگه پوشیدنی باشه میگن چرا نپوشیدیش؟ اگه تزیینی باشه میگن چرا همین جا تو دکوری وسط هالت نذاشتیش ؟ اگه ظرف باشه میگن چرا الانم ازش استفاده نمی کنی؟

خوب عزیز من اگه تو اینقدر به هدیه ات علاقه مند بودی نیگرش میداشتی واسه خودت!!! من شاید نخوام به اون سرعتی که تو دلت میخواد ازش استفاده کنم و شاید هم اصلا ازش خوشم نیومده و فقط برای اینکه تو ناراحت نشی چیزی نگفتم و گذاشتمش یه گوشه تا بعدا برم سراغش. شاید هم خوشم اومده و ازش استفاده هم کردم ولی نه درست وقتی که تو کنارمی.

به هر حال خیلی اخلاق بدیه و من اصلا خوشم نمیاد.

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ فوتبال و فیلم!!!

 

 

شما فوتبال های لیگ خلیج فارس را دنبال می کنید؟ من تا اونجایی که بتونم میبینمشون. البته نمی گم  که طرفدار کدوم تیم هستم چون نمی خوام بین آبی ها و قرمز ها و من اختلاف پیش بیاد!!! ولی دلم میخواست بخاطر حس وطن پرستی من هم که شده پگاه رشت بره صدر جدول!!!

 

اینم از فیلمهای جدیدی که دیدم. بیشترشون خوب بودند ولی من به ترتیبی که خودم خوشم اومد می نویسمشون:

 

My blueberry nights

Broken flowers

Oceans13

Confessions

Horton

License to wed

Blow

Dukes of the hazard

Mad money

First Sunday

 

 

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ تولد

 

امروز تولد وبلاگمه. ۲ساله شد. تو این ۲سال دوستای خوبی پیدا کردم و امیدوارم که من هم دوست خوبی براتون بوده باشم .

تولد مبارک

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ روزانه

 


  • شما امسال نمایشگاه کتاب رفتین؟ ما که از وقتی نمایشگاه تو مصلی برقرار شده تحریمش کردیم و نرفتیم. درحالیکه قبلا پای ثابتش بودیم و معمولا هم همون روزهای اول می رفتیم که بتونیم کتابهای خارجی را هم تا تمام نشده گیر بیاریم ولی این چند ساله که اصلا اون ورا نرفتیم و شنیدم که کتابها هم خیلی گزیده و معمولی بودند و چیزای خوبی نداشتند.

 

  • راستی از همه دوستای عزیزی که بهم سر زدند و حال من و نی نی را پرسیدند ممنونم و باید بگم که هر دومون خوبیم ولی هنوز بیرون نمیریم و فقط جمعه ها با ماشین یه دور میزنیم و زود بر می گردیم و هنوز پیاده روی و نشستن طولانی برام سخته ولی به کارهای معمولی و سبک خونه میتونم برسم.

 

  • بیشتر مشغول مطالعه و فیلم دیدن هستم و حتی هر روز پای کامپیوتر هم نمیام چون میدونم فقط کافیه که مودم و روشن کنم و 2 -3 ساعتی پاش بشینم.

 

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دزد گیر یا همسایه آزاری؟؟؟

 

اینقدر بدم میاد از این ماشین هایی که صاف میان دم در خونه آدم پارک می کنند و  دزد گیرشونم روشنه و معلوم نیست صاحبشون اصلا کجاست و هر ده دقیقه یه بار هم به مدت پنج دقیقه صدای آژیرشونم بلند میشه... آی بدم میاد... 

 

 

 

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ بایدها و نبایدهای دنیای مد

 

 

چند روز پیش PMC یه برنامه داشت درباره بایدها و نباید های دنیای مد که چند تا طراح و آرایشگر و مانند اینها کارشناسانش بودند(برنامه و کارشناسان خارجی بودند و مثال هایی هم که می آوردند اکثرا بین آدم های معروف و هنر پیشه های هالیوود بود). برنامه خیلی جالبی بود و به نظر من همه باید اونو میدیدند و بخصوص جوونهایی که هر چی را تو یه شو میبینند فکر می کنند مده و سعی میکنن هر چه سریعتر اونو اجرا کنند و به جا و مکانش هم کار ندارند. بیشتر موارد هم درباره نبایدها بود و چند تا شو که براتون نام ببرم میبینید که اکثر این رفتارها حتی تو غرب هم پسندیده نیست.

 

چند تا از نبایدها:

·         طراحی روی ناخن

·         لباس زیری که از بالای شلوار یا دامن فاق کوتاه مشخص بشه

·         لباس های بدن نما

·         شلوارک و دامنهای خیلی خیلی کوتاه

·         لباس های بیش از حد زرق و برق دار

·         جواهرات بزرگ در تعداد زیاد

·         تزیینات بیش از حد مثل گردنبند های بزرگ همراه تعدادی دستبند و دستمال سر و غیره

·         آرایشهای سنگین و غیر عادی

·         برنزه شدن مصنوعی با رنگ های غیر عادی

·         مدل موهای عجیب

·         جوراب های بلند رنگی

·         کیف های بزرگ تو مهمانی

·         پوشیدن کتونی و کفشهای اسپرت با لباسهای رسمی

·         گوشواره های خیلی بزرگ

·         سوراخ کردن جاهای مختلف بدن غیر از گوش مثل ابرو و ناف

·         لباس های بیش از حد تنگ و یا بیش از حد گشاد

·         لباس هایی با طرح های بیش از حد شلوغ

·         تی شرت های آستین حلقه ای

·         جوراب های نایلون بلند رنگی

·         مشخص شدن حد لباس زیر از روی لباس

·         لباس هایی که بیشتر شبیه زیرپوش هستند تا پیراهن

·         بلند شدن موهای رنگ کرده و دو رنگ شدن ریشه موها

·         تاج های تزیینی

·         سر تا پا جین و کتان پوشیدن در مکان های رسمی

 

بازم بود ولی اینها بیشتر یادم مونده و واقعا چند تا از این رفتارها را در دور و بر خودمون دیدیم؟

 

 

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ یه بازی جدید تو وبلاگستان

 

این دوست عزیز منو به یه بازی دعوت کرده که ازش تشکر می کنم و بازی را شروع می کنم:

 1-      چند تا از آرزو های محالتان را نام ببرید.

دلم میخواد 10 سال به عقب برگردم . اون وقت تصمیم های دیگری برای زندگیم می گرفتم.دلم میخواد همین امسال قبل از اینکه نی نی بدنیا بیاد یه خونه بزرگ تو شمال شهر بخریم.

 2-      از 5 دقیقه اول اتصال به اینترنت بنویسید.

اول میرم سراغ وبلاگم و کامنتهامو می خونم و تعداد بازدید کننده هامو میبینم.

بعد میرم سراغ وبلاگ های دوستانی که میدونم معمولا هر روز مطلب جدید می نویسند.

  3-      هله هوله های مورد علاقه تان را نام ببرید.

به ترتیب اولویت از این هله هوله ها خوشم میاد ولی فکر نکنید که همه رو میخورم. نه فقط دوستشون دارم ولی اکثر اوقات مراعات می کنم و خلاف بزرگم همون اولی است:

ماء الشعیر (ساده ترجیحا اگه نبود لیمو  یا آناناس)

ژله(انار و لیمو تو اولویت هستند)

لواشک(انواع خیلی ترشش بهترند مثل انار و زرشک)

چیپس(سرکه نمکی – پیاز جعفری را بیشتر دوست دارم)

ساقه طلایی(ای ملودی بی کلاس!!! تقصیر ندارم یادگار دوران کارمندیه که برام باقی مونده!!!)

 من هم این دوستان را به بازی دعوت می کنم و البته هر کس هم که اینجا رو می خونه می تونه تو بازی شرکت کنه به شرطی که حتما به من خبر بده:

 آن شرلی 

بانوی تابستان 

گیس طلا 

دل و دلدار 

زبل خان 

آموزش حسابداری 

منتظرم   

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ چند تا فیلم خوب

 

 

حالم خیلی بهتره. چند روز پیش که دکتر بودم گفت میتونم کارای سبک تو خونه را انجام بدم ولی فعلا بهتره بیرون نرم. مامان هم جمعه برگشت شمال. منم سعی می کنم خودم را با اینترنت و فیلم دیدن مشغول کنم. البته هنوز نمی تونم زیاد بشینم و ترجیحا بیشتر دراز می کشم و فیلم می بینیم. چند تا فیلم خوب هم دیدم که نامشونو براتون میگم:

Michael clayton

Shadow boxer

August rush

Notebook

Brothers Grimm

Prime

Noel

Prince and me

Jumper

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نامه ای از ویکتور هوگو ...


قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
 
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید .......
اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ........
برخی نادوست و برخی دوستدار ...........
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگی بدین گونه است ،
برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی......
نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا که زیاده به خود غره نشوی .

و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت ،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند ........
چون این کار ساده ای است ،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند .....
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی ،
خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی......
و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی ،
و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی...........
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک
سهره گوش کنی ، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد.....
چراکه به این طریق ، احساس زیبایی خواهی یافت....
به رایگان......
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روییدنش همراه شوی ،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی.....
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی :
"
این مال من است " ،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و در پایان ، اگر مرد باشی ،آرزومندم زن خوبی داشته باشی ....
و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی ،
که اگر فردا خسته باشید ، یا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ...

اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد ،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ...

ویکتور هوگو

(این متن با ایمیل برام اومده)


 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ فروشگاه شوهر!


یک فروشگاهی که شوهر می فروشد تنها در نیویورک باز شده جائیکه یک زن ممکن برای انتخاب یک شوهر آنجا برود.

مابین دستورالعمل ها در وروی یک توضیحی در مورد عملکرد فروشگاه وجود دارد.(شما ممکن فروشگاه را فقط یک بار ویزیت کنید)

6
طبقه موجود است با ویزگیهای مردان که هر چه خریدار بالا می رود ویزگیها افزایش می یابد.
اما یه شرطی است:شما ممکن مردی را از یک طبقه ویزه انتخاب کنید یا ممکن شما رفتن به طبقه بالاتر رو انتخاب کنیداما شما نمی توانید به طبقه پایین تر بر گردید مگر برای خروج از ساختمان .

طبقهءیک:این مردان شغل دارند و خدارو دوست دارند.

طبقهءدو:این مردان شغل دارند-خدا وبچه هارو دوست دارند.

طبقهءسه:این مردان شغل دارند-خدا و بچه هارو دوست دارند وخیلی خوش قیافه هستند.

طبقهءچهار:این مردان شغل دارند-خدا و بچه هارو دوست دارند-خوش قیافه هستند و در کار خانه کمک می کنند.
قبولش برام واقعا سخته...باورم نمیشه

هنوز او می رود به طبقهء پنج و شرایط را می خواند.

طبقهء پنج:این مردان شغل دارند-خدا و بچه هارو دوست دارند-مجلل هستند-در کار خانه کمک می کنند و حرکات قوی رمانتیک دارند.

او خیلی فریفته شد اما به طبقهء ششم رفت وشرایط رو خواند.

شما 4363012 مین بازدید کننده ی این طبقه هستید...در این طبقه هیچ مردی وجود ندارد و این طبقه فقط برای این ساخته شده که ثابت کنه راضی کردن زنان غیر ممکن است

با تشکر از خرید شما از فروشگاه شوهر ...لطفا هنگام خروج مراقب باشید که زیاد از کوره در نرید...روز خوبی داشته باشید.

 

(این متن با ایمیل برام اومده)

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ بحث جدید وبلاگستان

 

 امروز بهترم و تونستم کمی بیشتر بشینم و به وبلاگهایی که سر نزده بودم سر بزنم. بحثی که در وبلاگستان راه افتاده دنبال کردم. اگه شما هم هنوز در جریان بحث نیستید به پست یکی مانده به آخر الیزه  سر بزنید و لینک های مرتبط هم در همین پست آمده و می توانید بخونید.

 

من هم بدم نیومد نظرم را بنویسم. راستش بی پروایی را دوست ندارم ولی از اینکه مسائل مهم و اساسی انسانها تا این حد تابو باشند هم خوشم نمی آید. دوست ندارم از خصوصی ترین مسائل زندگی ام صحبت کنم ولی اگر مشکلی داشته باشم حاضرم با یک متخصص در میان بگذارم. به نظر من خط قرمز این موارد از بین رفته و همه چیز به هم ریخته. یک نفر از جزییات روابطش با معشوق به راحتی می نویسد ولی دیگری حاضر نیست به شوهرش هم بگوید که مشکل دارد. یک نفر روابط آزاد را تحسین می کند و دیگری غیر از همسرش با مرد دیگری حتی هم کلام نمی شود. مرزها درهم شده و حد و حدود از بین رفته است.

 

نمیدانم چاره چیست. در حد و اندازه ای نیستم که بخواه چاره جویی کنم ولی میدانم که باید سعی کنیم اوضاع از این بدتر نشود. مسائل عادی تابو نگردد و بالعکس بی پروایی ترویج نشود و در عین حال کسی نظرش را به دیگری تحمیل نکند و عقاید هر شخص محترم شناخته شود. دوست ندارم بیشتر از این وارد جزییات شوم ولی خوشحال می شوم نظر دیگران را هم بدانم.

 

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک