Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers

+ به همسرم (به بهانه یازدهمین سالگرد ازدواجمان)

 

١١ ساله که با همیم.

روزهای قشنگی با هم داشتیم و در خوب و بد و فراز و نشیب های زندگی کنار هم بودیم.

امیدوارم سالیانی دراز همچنان با شادی و عشق با هم زندگی کنیم و شاهد به ثمر رسیدن میوه زندگیمان باشیم.

دوستت دارم.

 

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ خوبم و دیگر هیچ!!!

 

کلی مطلب تو ذهنم میچرخه وقتی که دارم به کارهام میرسم ولی وقتی میام اینجا رو باز می کنم همش میپره و یادم میره که چیا می خواستم بگم.

 

حال عمومی ام خوبه ولی کسالت و بیحالی دارم که اونم واسه این روزها طبیعه. حدود دو هفته دیگه نی نی میاد و من کل روال زندیگم عوض میشه. فردا نوبت دکتر دارم که قراره تاریخ دقیق را بهم  بگه.

 

آخرین فیلم جرج کلونی را دیدم(leather heads)  بد نبود، ولی از اونجایی که من ارادت خاصی به این بشر دارم ، سعی میکنم هیچ کدوم از فیلم هاشو از دست ندم  ، از همه فیلم هاش هم خوشم میاد.

 

آخر هفته دو تا گودبای پارتی دعوتم که امیدوارم حالم خوب باشه و بتونم برم. دو تا عروسی هم قبل از ماه رمضون داشتیم که خوشبختانه موکول شد به بعد از ماه رمضون که من هم بتونم شرکت کنم(البته فکر نکنم به خاطر من به تاخیر انداخته باشن!!! ولی خوب من خوشحال شدم چون تو این روزها قطعا نمی تونستم برم ).

 

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ کار درست

 

مردم کاری را انجام میدهند که فکر می کنند درست است ،  ولی متاسفانه اکثر مردم فکر می کنند که هر کاری که انجام میدهند درست است و مشکل دقیقا از همین جا شروع می شود.

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ این کامنتهای اعصاب خورد کن!

 

 

·         سلام وب خوبی داری به من هم سر بزن (آی حرصم میگیره)

·         مایل به تبادل لینک هستی؟(اگه خوشت اومده منو لینک کن، چرا حتما من اول باید لینکت کنم؟)

·         من به روزم بهم سر بزن(حالا اولین باره میاد اینجا ، انگار من همیشه میرفتم و مطالب جدیدشو میخوندم که حالا میگه من به روزم)

·         آیا میخواید...؟ پس به ما سر بزنید(اگه اطلاعات جدید بخوام سرچ میکنم منتظر نمی مونم تو بیایی اطلاع رسانی کنی)

·         این چرت و پرتها چیه نوشتی؟(کسی مجبورت نکرده بود بیای اینجا)

·         ...

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ امرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ گفتـــــــــگو بــــــا خـــــــدا

 

 

 

 INTERVIEW WITH GOD
گفتـــــــــگو بــــــا خـــــــدا



I dreamed I had an interview with
god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی
داشتم

God asked
خدا گفت

So you would like to interview me
پس می خواهی با من گفتگو کنی؟

I said ,If you have the time
گفتم اگر وقت داشته باشید

God smiled
خدا لبخند زد !

My time is eternity
وقت من ابدی است

What questions do you have in mind
for me
چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی
از من بپرسی ؟
What surprises you most about human
kind
چه چیز بیش از همه شما را در مورد
انسان متعجب می کند ؟



God answered
خدا پاسخ داد :

That they get bored with child hood
این که آنها از بودن در دوران کودکی
ملول می شوند

They rush to grow up and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد

long to be children again
حسرت دوران کودکی را می خورند

That they lose their health to make
money
اینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن
پول می کنند

and then
و بعد

lose their money to restore their
health
پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند



That by thinking anxiously about the
future
اینکه با نگرانی نسبت به آینده

They forget the present
زمان حال را فراموش می کنند

such that they live in nether the
present
آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می
کنند

And not the future
نه در آینده

That they live as if they will never
die
این که چنان زندگی می کنند که گویی ،
نخواهند مرد

and die as if they had never lived
و آنچنان می میرند که گویی هرگز نبوده
اند

God's hand took mine and
خداوند دستهای مرا در دست گرفت

we were silent for a while
و مدتی هر دو ساکت ماندیم

And then I asked
بعد پرسیدم



As the creator of people
به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you
want them to learn
می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی
را یاد بگیرند ؟

God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one
love them
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را
مجبور به دوست داشتن خود کرد

but they can do is let themselves be
loved
اما می توان محبوب دیگران شد

To learn that it is not good to
compare themselves to others
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با
دیگران مقایسه کنند

To learn that a rich person is not
one who has the most
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که
دارایی بیشتری دارد

but is one who needs the least
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد

To learn that it takes only a few
seconds to open profound wounds in
persons we love
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می
توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که
دوستشان داریم ایجاد کنیم

and it takes many years to heal them
ولی سالها وقت لازم خواهد بود تا آن
زخم التیام یابد

To learn to forgive by practicing
for giveness
با بخشیدن بخشش یاد بگیرند

T o learn that there are persons who
love them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را
عمیقا دوست دارند

But simly do not know how to express
or show their feelings
اما بلد نیستند احساسشان را ابراز
کنند یا نشان دهند



To learn that two people can look at
the same thing
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک
موضوع واحد نگاه کنند

and see it differently
اما آن را متفاوت ببینند


To learn that it is not always
enough that they be forgiven by
others
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران
آنها را ببخشند

The must forgive themselves
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند

And to learn that I am here
و یاد بگیرند که من اینجا هستم

ALWAYS
همیشه

 

(این متن با ایمیل برام اومده)

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ این روزهای من

 

 

این روزها خیلی خسته ام و زیاد نمیشینم پای اینترنت و کامپیوتر. ولی نی نی حالش خوبه و حدود سه هفته دیگه بدنیا میاد و استراحت های بی پایان من هم تموم میشه.

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ بازیگر

 

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟

جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !

یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید...


                                                   

 مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود !

یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود...

 


 مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست !

یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شده اند ...

 


مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید .

به فکر فرو رفت ...

باید کاری می کرد. باید خودش را اصلاح می کرد !

ناگهان فکری به ذهنش رسید. او می توانست بازیگر باشد :

 

 از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد!

 او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد!

 وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم !!!

 سفارش های مشتریانش  را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود...


 حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده  و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!!!

 اما او دیگر  با خودش «صادق » نیست.

او الان یک بازیگر است.همانند بقیه مردم!!!

 

(این متن با ایمیل برام اومده)

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ 21century

 


Our communication - Wireless

Our dress - Topless

Our telephone - Cordless

Our cooking - Fireless

Our youth - Jobless

Our food - Fatless

Our labour - Effortless

Our conduct - Worthless

Our relation - Loveless

Our attitude - Careless

Our feelings - Heartless

Our politics - Shameless

Our education - Valueless

Our follies - Countless

Our arguments - Baseless

Our boss - Brainless


Our Job - Thankless

Our Salary - Very less

 

(این متن با ایمیل برام اومده)

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ هیشکی منو دوست نداره...

چرا بعضی از روزها هیشکی منو دوست نداره؟

نه زنگی ، نه sms ای ، نه سر زدنی ، نه کامنتی ، نه بازدید کننده ای ، نه ایمیلی ...

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ روزانه

 

 

  • حالم خوبه . وسایل جدیدمون رسید و مشغول جمع و جور کردن هستیم. البته چون نمی تونم یه سره کار کنم مرتب سازی خیلی کند پیش میره و کاراهای سنگینتر هم که به عهده همسره و شبها انجام میشه.
  • اتاقی که مختص مهمون و کار بود را تبدیل کردیم به اتاق مهمون و اتاق بچه و اتاق خودمون تبدیل شد به اتاق خودمون و اتاق کار.
  • چند روز پیش رفتم دکتر. اوضاع نی نی خوب بود. سالم و تپل مپل مشغول بزرگ شدن بود. ماجرای زمین خوردنم را هنگام برگشتن از مطب را میتونید تو وبلاگ نی نی (http://monbebe-maman.blogspot.com) بخونید.
  • خودم مشکل خاصی ندارم. ولی خیلی زود خسته و بیحوصله میشم.
  • چند تا فیلم خوب دیدم و چند تا فیلم جدید هم خریدم و بزودی اسماشونو می نویسم(الان حضور ذهن ندارم).
  • برای ناهارم دارم پلوی سبزیجات اختراعی خودم را درست می کنم. خوشمزه است امتحانش کنید(تو برنج خیس کرده که آبش برای کته پیمونه شده ، سبزیجات دلخواه خودتون را بریزید و بعد از جوش اومدن زیرشو کم کنید تا همه با هم بپزه و دم بکشه. من هویج و قارچ و کدوی سبز ریز شده ریختم. نخود و ذرت و پیاز و سیب زمینی هم میتونید بریزید. نوش جان).

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ به جای ... بگوییم ...

 

 

به جای پدرم درآمد؛ بگوییم: خیلی راحت نبود

به جای خسته نباشید؛ بگوییم: خدا قوت

به جای دستت درد نکنه؛ بگوییم: ممنون از محبتت- سلامت باشی

به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم: از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم

به جای لعنت بر پدر کسی که اینجا آشغال بریزد؛ بگوییم: رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نمی ریزد

به جای گرفتارم؛ بگوییم: ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جای دروغ نگو؛ بگوییم: راست می گی؟ راستی؟

به جای خدا بد نده؛ بگوییم: خدا سلامتی بده

به جای قابل نداره؛ بگوییم: هدیه برای شما

به جای شکست خورده؛ بگوییم: با تجربه

به جای مگه مشکل داری؛ بگوییم: مگه مسئله ای داری؟

به جای فقیر هستم؛‌بگوییم: ثروت کمی دارم

 به جای بد نیستم؛ بگوییم:‌ خوب هستم

به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم: مناسب من نیست

به جای مشکل دارم؛ بگوییم: مسئله دارم

 به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم: خیلی راحت نبود

به جای فراموش نکنی؛ بگوییم: یادت باشه

 به جای داد نزن؛‌بگوییم: آرام باش

به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌بگوییم:‌من سالم و با نشاط هستم

به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم: شما را در شادی ها ببینم

 

(این متن با ایمیل برام اومده)

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ امرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک