Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers

+ روزانه

 

  • با نی نی رفتیم آرایشگاه و موهامونو مرتب کردیم. عکساشو تو وبلاگ خودش گذاشتم. خیلی خوشحال بود و احساس بزرگی می کرد که با هم رفتیم آرایشگاه و به باباش که ازش پرسیده بود من رو هم میبری  گفته بود اونجا فقط خانومها میومدند!
  • از آدمهایی که موقع لباس پوشیدن به هماهنگی رنگها دقت می کنند خوشم میاد. وقتی سوار تاکسی هستم و از خیابونهای شلوغ رد می شم به مردمی که رفت و آمد می کنند و به رنگبندی لباسها و کیف و کفش ها شون نگاه می کنم  . از بعضی ها خیلی خوشم میاد و از بعضی ها تعجب می کنم که چطور تونستند این همه چیزهای بیربط رو با هم بپوشند و با اعتماد بنفس کامل تو خیابون راه برند.
  • من بخاطر کلیه هام  که سنگ سازه نمیتونم روزه بگیرم ‏فکر می کنید امشب دعاهام برآورده بشه؟ التماس دعا!
نویسنده : ملودی ; ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳٩٠
تگ ها: نی نی و روزانه
comment نظرات () لینک


+ GOD

 

I asked GOD:
Let all my friends be healthy
and happy forever...!

GOD said:
But for 4 days only....!

I said:
Yes, let them be a
Spring Day,
Summer Day,
Autumn Day,
and Winter Day.

GOD said:
3 days.

I said:
Yes, Yesterday,
Today
and Tomorrow.

GOD said:
No, 2 days!

I said:
Yes, a Bright Day (Daytime)
and Dark Day (Night-time) .

GOD said:
No, just 1 day!

I said:
Yes!

GOD asked:
Which day?

I said:
Every Day
in the living years
of all my friends!

GOD laughed, and said:
All your friends will be healthy
and happy Every Day!

GOD said
Good friends
must keep in contact!

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۸ امرداد ،۱۳٩٠
تگ ها: نکته
comment نظرات () لینک


+ آرایشگاه

 

برای اولین بار خودم تو خونه موهامو رنگ کردم. فکر می کردم سخته و خودم نمیتونم و برای همین تا حالا امتحان نکرده بودم. ولی خوب شد و راضیم. امروز هم میخوام با نی نی بریم آرایشگاه و هر دو موهامونو مرتب کنیم . امیدوارم آرایشگر بتونه از تو موهای فرفری نی نی یه مدل در بیاره که هم قشنگ باشه و هم احتیاج به کش بستن نداشته باشه.

نویسنده : ملودی ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ امرداد ،۱۳٩٠
تگ ها: نی نی و روزانه
comment نظرات () لینک


+ روزانه

 

وبلاگ نی نی بروزه با چند تا عکس جدید

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٠
تگ ها: روزانه و نی نی
comment نظرات () لینک


+ مادرانه

 

بالاخره موفق شدم نی نی رو از پوشک بگیرم. البته چند بار تا حالا سعی کرده بودم ولی چون خودش تمایل نشون نمیداد منم اصرار نمی کردم. تا اینکه چند روز پیش یه روز صبح که داشتیم حاضر میشدیم گفت که دیگه نمیخواد پوشک بپوشه و منم بهش نپوشوندم ولی چند تا پوشک و لباس اضافی تو وسایلش گذاشتم . خلاصه از همون روز دیگه به موقع خبر می کنه و فقط یه بار سوتی داد و حتی موقع خواب هم باز بود و پوشک نداشت. خیلی خوشحالم با اینکه کمی دیر شده بود ولی راحتتر با قضیه کنار اومد و خاله مهدش هم می گفت که کاملا همکاری کرده و اصلا مشکلی نداشته.

پ . ن : عکس پروفایلم جدیده مال چند روز پیشه.

نویسنده : ملودی ; ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ امرداد ،۱۳٩٠
تگ ها: نی نی
comment نظرات () لینک


+ انرژی

 

بعضی از روزها سرشار از انرژی هستی و کلی هم کار داری که انجام بدی و به همشون هم میرسی ولی بعضی از روزها بیحسی شدیدی همه وجودت رو میگیره و اصلا قادر نیستی حتی کارهای روزمره رو انجام بدی و همش دوست داری یه جا ولو بشی و کانال ها رو بالا پایین کنی و یا صفحه های وب رو باز کنی و هی بچرخی. کلی باید شانس داشته باشی که روزهای بیحالی ات بیفته به تعطیلی... مثل امروز من.

 

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٧ امرداد ،۱۳٩٠
تگ ها: درددل
comment نظرات () لینک


+ پ ن پ!!!

 
دارم جلوی آینه دستشویی آرایش می کنم همسری با سرم و مایع لنز دم در وایساده میگم میخوای لنز بزنی؟ میگه پ ن پ می خوام آرایش تو رو چک کنم !

 (از خودم و همسرنیشخند )

نویسنده : ملودی ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٤ امرداد ،۱۳٩٠
تگ ها: طنز
comment نظرات () لینک


+ روزانه

 

کلی چیز نوشته بودم اصلا پابلیش نشد. منم دیگه حوصله ندارم از اول بنویسم

نویسنده : ملودی ; ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ امرداد ،۱۳٩٠
تگ ها: روزانه
comment نظرات () لینک


+ امروز ظهر شیطان را دیدم!

امروز ظهر شیطان را دیدم!
 
نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت...

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند...

شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

شیطان گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی
.
این مطلب با ایمیل برام اومده

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ امرداد ،۱۳٩٠
تگ ها: نکته
comment نظرات () لینک