Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers

+ روزانه

 

من دو بار خیلی دوس دارم بنویسم . وقتی که خیلی خوشحالم و وقتی که خیلی ناراحتم. الان نمیدونم چی بنویسم چون بین این دو حالت قرار گرفتم. هفته پیش بعد از یه روز خیلی خوب یه روز افتضاح داشتم (باز قرنیه ام آسیب دید و با یه چشم متورم و دردناک بعد از چند روز اومدم اینجا یه سر بزنم )و حالا دیگه بهترم ولی هنوز میزون نشدم. تو این چند روز که تنها بودم خیلی فکر کردم . یه تصمیم هایی گرفتم و شروع کردم که اونا رو دونه دونه عملی کنم . امیدوارم بتونم همشونو انجام بدم.

 

.

نویسنده : ملودی ; ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ آذر ،۱۳٩۱
تگ ها: روزانه و درددل
comment نظرات () لینک


+ یک اتفاق معمولی...!


من یک مرد معمولی هستم
تو هم یک زن معمولی هستی
و ما هر دو نیازهای معمولی داریم
نیاز به آب و غذا و کمی هوا
و این که با هم باشیم
و همدیگر را دوست داشته باشیم
واین که خیلی معمولی
بمیریم...

پس چرا سعی می کنی همه چیز را انقدر سخت بگیری عزیزم؟

وقتی که زندگی
تا این حد معمولی است
پس بدترین چیزی که می تواند برای من و تو اتفاق بیفتد
چیزی نیست
به جز
یک اتفاق معمولی...!

شل سیلوراستاین
نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٥ آذر ،۱۳٩۱
تگ ها: نکته
comment نظرات () لینک