Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers

+ ابر و بارون

 

چند روز پیش وقتی از مهد برمیگشتیم دیدم هوا بدجور گرفته و ابری شده و ناخودآگاه گفتم ای بابا بازم هوا بد شده. پانته آ برگشت و با تعجب بهم گفت چرا می گی بد شده؟ گفتم آخه ببین چقدر ابر اومده . جواب داد : ابرا که خیلی قشنگند بارون هم همینطور و من دیگه جوابی نداشتم که بدم ...

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ فروردین ،۱۳٩٢
تگ ها: عشق
comment نظرات () لینک


+ بعد از سفر

 

دوهفته شمال بودیم. وقتی تو راه برگشت بودم همش به ماهی سفره هفت سینم فکر می کردم و تقریبا مطمئن بودم که مرده. آخه قرار نبود این همه وقت شمال بمونیم برای همین با خودمون نبرده بودیمش . دیگه گفتن نداره وقتی دیدمش که سالم و سرحال تو اون یه ذره آبی که ته ظرفش باقی مونده بود داره شنا می کنه چقدر خوشحال شدم. 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ فروردین ،۱۳٩٢
تگ ها: روزانه
comment نظرات () لینک