Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers

+ وقت طلاست!!!

 

اون قديمها كه مي گفتند وقت طلاست، اين عقيده را هم داشتند كه وقت حتي از طلا هم با ارزش تره چون طلا اگه از دست بره مي شه اونو دوباره بدست آورد ولي زماني كه گذشته ديگه هرگز بر نمي گرده.ولي الان مثل اينكه برعكس شده و تو اين مملكت تنها چيزي كه ارزش نداره وقته.

 ديروز بعد از ظهر نوبت دكتر تغذيه داشتم تو يه بيمارستان معروف و تميز. قرار اين بود كه ساعت 1 كه منشي مياد، به ترتيبي كه اومديم (نه به ترتيبي كه قبلا نوبت گرفتيم!!!) فيش بگيريم و تو نوبت بمونيم تا خانم دكتر حدود ساعت 2 بيان و به ترتيب ويزيت كنند.

از همون اول همه چيز با تاخير شروع شد. خانم منشي ساعت 1ونيم اومد و فيش گرفتيم و ايشون گفتند كه شما نفر دهم هستي و حدود ساعت 4 نوبتت مي شه، پس مي توني بري و ساعت 4 برگردي. من هم كه خيلي وقت بود خريد نرفته بودم با دخترخاله ام كه همراهم اومده بود رفتيم تو مركز خريديهايي كه همون اطراف بود قدم زديم و يك كم خريد كرديم و نزديك ساعت 4 برگشتيم بيمارستان. اون وقت ديديم كه تازه نفر ششم رفته تو و حانم منشي گفت نيم ساعته ديگه بيايين و ما هم كه از خستگي و گشنگي ديگه نا نداشتيم رفتيم تو نمازخونه كمي استراحت كرديم و بيسكوييت هايي كه همراه داشتيم خورديم و ساعت 4و نيم برگشتيم . خلاصه كنم كه ساعت 5 بالاخره نوبتم شد و موفق شدم برم تو و ويزيت بشم و وقتي كه رسيدم خونه ساعت 7 شده بود (ديگه زمان تعطيلي اداره ها شده بود و ترافيك زياد بود).

يعني واسه يه دكتر رفتن من ساعت 12 از خونه بيرون اومدم و ساعت 7 بعد از ظهر برگشتم خونه. به نظر شما با اين اوصاف هنوز هم وقت طلاست؟


نویسنده : ملودی ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک