Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers

+ خانه دار یا کارمند؟ مسئله اینست...

 

ترم آخر کارشناسی ارشد بودم که ازدواج کردم. از همون موقع هم کار میکردم. بعد از اینکه درسم تموم شد چند تا کار عوض کردم و به تناسب نوع شغلم مرتبط یا بی ارتباط با رشته تحصیلی ام هم کار کردم. بجز فواصلی که بین عوض کردن شغلها پیش میومد بیشتر وقتا تو این 10 سال اخیر مشغول بودم. بجز از یکسال گذشته که مریض شدم و بعد از چند ماه مرخصی استعلاجی دیگه کلا از آخرین شرکتی که توش بودم استعفا کردم و بعد از اون دیگه تو خونه موندم.

 

البته همیشه این نظرم بود که وقتی بچه دار بشم لا اقل تا زمانی که بره مدرسه نرم سر کار و بتونم تمام وقت مراقبش باشم به همین دلیل الان از اینکه نمی رم سر کار زیاد ناراحت نیستم ولی این دلیل نمی شه که دلم برای محیط کار و همکارام و اون موقعیت ها تنگ نشه.

 

ولی یه چیزی برام خیلی جالبه. هر وقت که جایی میرم که نیاز به فرم پر کردن داره مثلا مطب دکتر یا بانک جلوی شغل هنوز هم می خوام بنویسم کارمند و یادم میره که من الان دیگه خانه دارم. این عنوان برام خیلی سنگینه و نمیتونم قبولش کنم . من جزء آدمهایی نیستم که به نظر مردم یا اینکه حالا دربارم چی فکر می کنن اهمیتی بدم و بارها تو کارها و رفتارهام اینو ثابت کردم ولی در این مورد بخصوص فکر می کنم که اگه الان بگم خانه دارم طرف چه فکری می کنه. شاید پیش خودش میگه من درس نخوندم و لابد بزور دیپلم گرفتم و چند تا هم بچه دارم و از صبح تا شب تو آشپزخونه مشغول رسیدگی به کارهای خونه و بچه ها هستم و این فکرشون اذیتم میکنه.

 

فکر نکنم بتونم به این موضوع به همین زودی عادت کنم . نمیدونم شاید هم با بدنیا اومدن نی نی همه چیز عوض بشه و دید من هم به این مسئله تغییر کنه.

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک