Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers

+ روزانه

 

  • مامانم یک هفته است که برگشته شمال و مثل همیشه بعد از مدتی که دور و برمان شلوغه و یهو خلوت میشه ، نی نی همش میچسبه به من و نمیزاره تکون بخورم.
  • از کتاب و مجله خوندن که رسما افتادم. تا میام یه چیزی بخونم میاد سراغم و از دستم میگیره که مثلا خودش بخونه و بعدش هم شروع می کنه به پاره کردن.
  • بعضی روزها اصلا فرصت نمیکنم غذا هم درست کنم ،ولی تنها کاری که نی نی خانم اجازه میده انجام بدم فیلم دیدن هست البته با اعمال شاقه (همزمان باید بهش شیر بدم و بازی کنم و عروسکهاشو بخوابونم و توپهاشو که همه طرف پرت میکنه براش بیارم.)
  • بیشتر بعد از ظهرها هم که میخوابه مجبور میشم خودم هم بخوابم چون همچین سفت می چسبه بهم و طولانی شیر میخوره که خودم هم خوابم میبره و اگه بلند شم هم بیدار میشه.
  • شبها که باباش میاد یک کم اوضاع بهتره . باهاش بازی میکنه و شامش هم از دست باباش میخوره تا موقع خوابش که دوباره میچسبه به من.
  • خلاصه کنم. این همه صغری کبری چیدم که بگم تنها وقتی از طول روز که مال خودم هستم همین یک ساعت آخر شبه که نی نی میخوابه و من میتونم کمی مطالعه کنم و یا بیام تو اینترنت ببینیم دنیا دست کیه.

 

 

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸۸
تگ ها: روزانه و نی نی
comment نظرات () لینک