Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers

+ فرار

 

از آلودگی فرار کردیم و رفتیم شمال پیش مامانم اینا. ولی همش من و نی نی مریض بودیم و توی سه هفته ای که اونجا بودیم دوبار پشت هم سرما خوردیم و دکتر رفتیم . همسر که تو تعطیلات اومده بود دنبالمون دید اصلا حالمون خوب نیست ما رو نبرد و تنها برگشت تهران که بعدش خودش هم مریض شد. بالاخره ما که کمی بهتر شدیم چند روز پیش خودمون با هواپیما اومدیم.

 

هنوز چمدونهام کامل باز نشده و هر چیزی که لازم دارم باید برم از تو چمدون بردارم. فقط کمی خونه رو مرتب کردم و لباس های شستنی ها رو شستم. هنوز خیلی کار دارم. باید خرید کنم. خونه رو تمیز کنم. چمدونها رو باز کنم. برم باشگاه ثبت نام کنم(ایندفعه قضیه جدیه...قول میدم). چند تا کار بانکی دارم که هر چه زودتر باید انجام بشه. چند تا دکتر هم باید برم که خیلی وقته نرفتم(پوست-زنان-چشم پزشک-غدد-تغذیه)...

 

خدا میدونه کی میرسم که همه رو انجام بدم با وجود نی نی که این مدت عادت کرده همش دور و برش شلوغ باشه و حالا احساس تنهایی می کنه و همش به من می چسبه

 

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩
تگ ها: روزانه و درددل و نی نی
comment نظرات () لینک