Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers

+ تصميم

ديروز بعد از مدتها يك كار ترجمه بدستم رسيد كه يك روزه تمومش كردم. خيلي احساس خوبي داشتم. به خصوص بعد از اين مدت كه همش تو خونه بودم و هيچ كار خاصي انجام نمي دادم.

ديروز تو اين فكر بودم كه مي تونم دوباره كارهاي قبلي ام را انجام بدم و اينجوري ديگه احساس بيهودگي نمي كنم و در ضمن مجبور هم نيستم هر روز برم بيرون و حالم بد بشه و تمام روز بعد را تو رختخواب بگذرونم. مي تونم پروژه هاي نرم افزاري هم قبول كنم و تو خونه انجام بدم.

خيلي قبل از اينكه وارد دنياي نرم افزار و برنامه نويسي بشم ، مشغول تدريس و ترجمه بودم. كارم را هم زياد دوست داشتم ، به هر حال سالها درسش را خونده بودم و لذت مي بردم كه از دانسته هام استفاده مي كنم. ولي به دلايلي (كه از حوصله اين يادداشت خارج است) مجبور شدم فيلد كاري ام را عوض كنم و جالبه بدونيد كه به نرم افزار هم همانقدر علاقه پيدا كردم. گرچه كمابيش كارهاي مرتبط با زبانم را هم پيگيري مي كردم ولي كم كم تمام وقتم با پروژه هاي نرم افزاري پر شد و گه گداري كه وقت مي كردم يك كتاب به زبان اصلي مي خوندم و يا يه فيلم ميديدم.

اين مدت كه حالم خيلي بد بود و تو خونه بودم همش با خودم درگير بودم كه چيكار كنم. حس مي كردم كه بايد يه تصميم اساسي بگيرم وگرنه از لحاظ روحي كم ميارم. خلاصه اينكه از ديروز احساس خوبي پيدا كردم و سعي مي كنم كه تصميمي بگيرم كه بعدا پشيمون نشم.

هر وقت تصميمم قطعي شد حتما شما دوستان عزيزم را در جريان قرار خواهم داد. از نظرها و راهنمايي هاي شما هم  استقبال مي كنم.

ملودي بعد از مدتها اميدوار

 

نویسنده : ملودی ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک