راز

 

از چند روز پیش پانته آ روزی چند بار میاد بهم میگه من یه راز دارم که نمیتونم بهت بگم و اونم اینه که چهارشنبه روز مادره و من و بابا میخواهیم برات کادو بخریم!!!!ا
منم امروز بهش گفتم حالا که قراره راز باشه و من ندونم لطفا برام عطر بخرید!!!!ا
نیشخندخنده

 
/ 3 نظر / 22 بازدید
محمد و ترانه

سلام ما دوتا وبلاگمونو تازه درست کردیم خوشحال میشیم بهمون سر بزنید[گل][گل][گل]

حمید

ببخشید دیر شد... زن بودن کار مشکلی ست!مجبوری مانند یک بانو رفتار کنی،همانند یک مرد کار کنی،شبیه یک دختر جوان به نظر برسی و مثل یک خانم مسن فکر کنی! ای بزرگ هنرمند زمان خسته نباشی! روز زن مبارک

حمید

شب همین جاست! لا به لای دار گیسوانم باعطر سکر آور مهتابی بی تاب در موج سیاه آویخته بر شانه های تنهایی ام شب همین جاست! در آخرین ایستگاه هم آغوشی ماه و برکه … نشسته برتک برگی ازکتابهایی که قصه اش رابرایم نخوانده ایی… شب همین جاست! وقتی صدایت لالایی بیداری نمی خواند وعطر دوستت دارم ها از لب های قفل شده ات منتشر نمی شود… تمام اتاق دونفره مابوی نای تنهایی می دهد… ابریشم سپید دستانم می سوزد … دریای نگاهم آتش می گیرد … ودگر روزی نمی ماند که تمام اش روزگار سیاه شده ام را ورق بزنم شب همین جاست شب همین جاست