روزانه

 

هفته وحشتناکی رو گذروندم

دوباره زخم قرنیه ، دوباره چشم درد های وحشتناک

دوباره حبس شدن تو خونه و اتاقهای تاریک

بدون کتاب ، بدون نت ، بدون تی وی 

دوباره غذای حاضری

دوباره اعصاب خوردی

فاجعه بود به تمام معنی 

.

/ 2 نظر / 14 بازدید
شبهای بارانی

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی آه باران ، من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران ، بزن شاید تو خاموشم کنی سلام با شبهای بارانی منتظرم حضورت هستم اگر افتخار بدی و سر بزنی خوشحال میشم

شبهای بارانی

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی آه باران ، من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران ، بزن شاید تو خاموشم کنی سلام با شبهای بارانی منتظرم حضورت هستم اگر افتخار بدی و سر بزنی خوشحال میشم